زَنَک از در کلاس اومده داخل جلو بچه‌های کلاس به جوری اولین واژه بعد از سلام توپید به من یه لحظه هنگ کردم!

میگه استاد میشه انقد از بچه من ایراد نگیرید؟ خب خطش خوب نیست دیگه!

منم گفتم خانم خطش خوب نیست باید تمرین کنه خوانا بشه. اینا کارایی هست که ترمای قبل باید انجام می‌شده. مشکل من نیست.

دید منم جوابشو محکم دادم یهو شل شد. ادامه داد: خب تو مدرسه هم همین طوریه. معلما هی بهش فشار میارن خوش خط بنویسه!

گفتم خب پس مشکل از ایراد گرفتن من نیست، اون باید اصلاح بشه.

این کلاس آخر دیروز بود، ساعت ۸ شب!

سر کلاس اولم همینطوری شد، اون یکی بابای یه توله‌ی دیگه بود. منو از سر کلاس کشیده بیرون که یه عرضی دارم خدمتتون! میگه بچه م دستش ضعیفه نمیتونه این همه تکلیف بنویسه؛ ولی ناگفته نماند هوش کلامیش خوبه!

گفتم جناب اولا تکالیف ما روزی یه ربع بیست دقیقه طول می‌کشه و منم بهشون برنامه روزانه میدم، اگه بچه‌تون می‌ذاره روز قبل کلاس یهو انجام بده تقصیر من نیست. ثانیا هوش کلامی نهایتش میشه حرف زدن که همه از پسش برمیان، مهم سواد خوندن و نوشتن هست که شما می‌فرمایید دستش ضعیفه نمیتونه بنویسه!

تخم سگشون بلده هر روز سر کلاس روی شکل دخترای توی کتاب فحش زیرشکمی بنویسه به من بگه این عکسه داره بی ادبی می‌کنه، ولی برای نوشتن تکلیف و تمرین دیکته دستش ضعیفه.

مردیکه دیو...