استاد خود شریعتی پندار انسان طبیعت معماری دوره کارشناسی، تو یکی از اسلایداش، یادم نیست در مورد چه موضوعی، مثال برای یه پیشامد روزانهی نادر رو نوشته بود دیدن یک جنس مذکر با لباس قرمز.
والا ما که خبر نداشتیم، ولی اونروز من و دانیال نامی هر دو تیشرت تامی قرمز خالص پوشیده بودیم :))
اتفاقا همون جلسه هم بود که گفت هر کسی فکر میکنه توی این کلاس چیزی یاد نمیگیره، همین الان بره بهش نمره قبولی رو میدم، و من پاشدم با تک تک پسرا دست دادم و خداحافظی کردم و رفتم :)
البته اون آدمی نبود که پای حرفش بمونه؛ یه سگ خود شیفته کینه ای بود که خواست قمپز در کنه و تیر غیب یکی از قرمز پوشای کلاس بهش خورد
دیوث سمیای بود که تو دانشگاه شاید هنوز بدتر از اون ندیدم