بیشتر از 10 ساله که آلمانه و دیگه هیچ ارتباطی باهاش ندارم. یه روز صبح زود تلفن زد بهم و گفت: [...] داییم تموم کرد. هیچ آدمی رو ندیده بودم که انقدر شوق زندگی داشته باشه و رفت. فقط کسایی میرن که شوق زندگی دارن. تا وقتی که ازش عذاب بکشیم زنده میمونیم ...

آره

منم اینو قبول دارم

بهترین راه برای مردن اینه که خیلی خوب زندگی کنیم

دنیا انتخاباش روتینه؛ چیزی که باهاش حالمون خوب باشه رو زودتر ازمون میگیره ...

کلا دیگه چیزی برای عرضه ندارم؛ عین پیرمردا یه چیز رو هزار بار تعریف میکنم! واسه خودمم تکراری شدم