یک عدد دو رگه کین‌کورسو-سرابی می‌خوام که اسمشو بذارم خاله تیمور و ولش بدم تو باغم. دیوارهای دور باغ هم جوری باشه که غریبه‌ها طمع کنن برای داخل اومدن و روزی چندتا کیس پاره پورگی داشته باشم که از پشت عینک دودی تماشاشون کنم

ساعت از ۱۲ گذشته دیگه؛ کسی نیست بهش فکر کنم مجبورم سادیستیک بیندیشم :))