جلسه دیروز راجع به مقاله بود با یکی از اساتید که تازه از امریکا برگشته و روی این موضوع هم زیاد کار کرده و میکنه. مساله اینجا شروع شد که مقاله بازم ریجکت شد و اینبار محتوای کامنت سردبیر اینطوری بود که "شما در دنیای علم اینقدر اعتبار نداری که همچین مقاله ای ازت بپذیریم و کلاس ژورنال ما رو پایین بیاری"

و من میخواستم برم از اون استاد بخوام اسمش رو بهم قرض بده برای سابمیت بعدی اما تهش دیدم دلم نمیاد 6 ماه زحمتی که روی این موضوع کشیدم اینطوری با کس دیگه - هرچند اون آدم شریف و درست و معتبری هست - به اشتراک گذاشته بشه.

این شد که امروز بر خلاف برنامه که باید روی پروپوزال کار میکردم، نشستم برای بار سوم مقاله رو صورت بندی کردم و اینبار از یه زاویه دیگه دارم بازنویسیش میکنم که گمونم چون حجم کار سنگین‌تر از قبل هست، دو سه هفته طول بکشه.

به هر حال قرارمون سر جاشه: من باید تا قبل از ژانوی دوتا مقاله q1 رو به داوری اصلی رسونده باشم

از اونور هم نبید زمان پروپزال رو بیشتر عقب بندازم و همزمان دنبال استاد مشاور خارجی که بتونه توی دانشگاهش بهم پوزیشن فرصت بافاند بده کار کنم

سنگینه ولی مسیر همینه و باید طی بشه