شمشیر رو از رو بستم برا آموزشگاه!
ظهر دانشگاه بودم، میبینم تو گروه اساتید پیام اومده که «مدرسین جذب شده بعد از ۱۴۰۰ تا پایان وقت امروز مدارک شناسایی و تحصیلی و خانوادگی بیارن برای تکمیل پرونده»
عصر که رفتم اونجا و کلاس داشتم، به مسئول مدرسین گفتم شما که کاره ای نیستید، ولی اگر کسی پیگیری کرد بفرمایید فلانی گفت مگه شما از کاغذ و جوهر پرینت شده تغذیه میکنید؟ اون قبلیا رو که دو بار و سه بار گرفتید خوردید که دوباره طلب میکنید؟
آخر وقت هم که داشتم میومدم بیرون دیدم دارن میگن از ستاد اعلام شده کلاسای زیر ۱۰ نفر باید منحل بشه، در صورتی که من با عدد و رقم به مدیر ثابت کردم که یک کلاس با ۳ زبانآموز در مرز سوددهی قرار داره، بهشون گفتم بی زحمت من از ترم بعد دیگه نمیام، گدای ۲ تومن پول ماهانه به ازای یه کلاس نیستم که، من از یه شاگرد خصوصی برای ۱ جلسه تدریس همینقدر میگیرم و التماس میکنن بهشون درس بدم.
تهشم که داشتم میرفتم سمت راه پله با صدای بلند که همه بشنون گفتم من زحمت بکشم که یه پدرسوخته دیگه پشت میز نشستنش تمدید بشه؟ گور باباش