الان زندگی من 2 قسمت واضح داره:
اول کاری که بیشتر جنبه مکانی و فعالیت جسمی و ذهنی غیرخلاقانه توش دخیله، که میشه آموزشگاه و دانشگاه رفتن و سرکلاس بودن. تو این بحش فعالیت تولیدی ذهنیم متوقف میشه و صرفا جسم و بیان دانسته ها اتفاق می افته.
دوم کری که بیشتر جنبه ذهنی داره و توش باید مدام با ایده بازی کنم و برنامه ریزی کنم برای اینکه اون فکر تبدیل به یه چیز واقعی بشه. تو این بحش مهم نیست پای لپتاپ باشم یا پای تلفن، همین که سکوت نسبی باشه یا مخاطب حرف و سخن نباشم، خود به خود واردش میشم و تقریبا از وقتی بیدارم تا وقتی میخوابم درگیرشم.
در واقع زندگی من 2 بخش فعال داره که هیچ انطباقی روی همدیگه ندارن اما حدود 90% زمان بیداری من رو میگیره. و من واقعا نیاز دارم با یه بهونه موجهی یه مقدار مشخص و خوبی از این دو تا بخش بدزدم و استراحتی داشته باشم که از نظر روحی و جسمی خستگیمو در کنه