جزئیات مهمه؛ شاید توی آشپرخونه، بعد از اتاق عمل، مهمتر از هر جای دیگه. شما نمیتونید بدوندر نظر گرفتن بافت و نوع مواد غذایی ترکیبشون کنید و انتظار داشته باشید غذای خوش عطر و طعمی داشته باشید (البته که هرچی باشه بالاخره آدمو سیر میکنه). مثلا نمیتونی قارچ و فلفل دلمه و سیر و هویج رو خرد کنی و ترکیب خامشون رو تفت بدی و انتظار داشته باشی ترکیب یکدست و خوشایندی بدست بیاری. نمیتونی حواست به موبایل و چت کردن باشه و توقعت این باشه که پیاز داغ خودش در مرحله طلایی و عسلی شدنبهت نوتیف بده که به دادش برسی.

دستت درد نکنه ها، ولی شما نمیتونی آشپزی کنی، اگه حوصله و تمرکز نداری. و بعدش نباید انتظار داشته باشی که هرچی گذاشتی جلو دیگران، الکی ازش تعریف کنن و بگن چه غذای خاطره انگیز و چه عطر و مزه موندگاری بهمون دادی.

من پسرم و از اول تا آخر غذا درست کردن تو آشپزخونه م و موبایلم ازم دوره. وقتی هم غذا رو میذارم رو اجاق که دیگه مراحل آخر پختش طی بشه، تمام ظرفا رو میشورم که زمان کشیدن غذا، حالم از سر و وضع آشپزخونه بهم نخوره. خلاصه ش کنم: خواهرم نقطه مقابل منه!