یه رفیقی هم داشتم، یه بار بعد از چند سال بهم پیام داد تو تلگرام که فلانی چطوری کجایی و این صوبتا. بعد شماره مو گرفت. دو سه هفته بعدش یهو عصر یه روز وسط هفته تلفن زد که با بچه های قدیمی یه ویلا گرفتیم سمت جاجرود، همه خانوادگی میان بشینیم. تو هم دست یکی رو بردار و بیا

هیچی دیگه. عرض کردم من نمیشینم، وایساده راحت ترم

یکی دوبار دیگه هم احوالمو پرسید و دیگه من تلگرام و اینستاگرام رو پاک کردم و این کمک کرد از خیلی آدما و خیلی چیزا فاصله بگیرم